X
تبلیغات
دل نوشته های سیاسی فرهنگی

دل نوشته های سیاسی فرهنگی
وبلاگ شخصی علی صالحی
قالب وبلاگ

"آنچه که به ما این چنین قدرتی بخشیده ،
این است که ما بر خلاف همه دنیا
 تابع اعتقاداتمان هستیم ، نه اقتصادمان"

 (شهید سید مرتضی آوینی)

سالروزشهادتش تسلیت باد
[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 16:0 ] [ علی صالحی ] [ ]

روز ۱۹ فروردین ۱۳۵۹ جیمی کار‌تر رئیس‌جمهوری آمریکا طی دستوری، قطع روابط سیاسی و بازرگانی با جمهوری اسلامی ایران را اعلام کرد. این دستور که ۵ ماه پس از تسخیر سفارت آمریکا در تهران توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام صادر شد، عکس‌العمل جدید دولت آن کشور در برابر گروگان‌گیری دیپلمات‌های آمریکایی در ایران بود.


در پی این تصمیم  امام خمینی خود بیانیه جداگانه‌ای در این رابطه منتشر کردند.

 


متن کامل پیام بنیان‌گذار جمهوری اسلامی بدین شرح بود

بسم الله الرحمن الرحیم


ملت شریف ایران، خبر قطع رابطه بین آمریکا و ایران را دریافت کردم. اگر کار‌تر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح مظلوم است، همین قطع رابطه است.
رابطه بین یک ملت به‌پا‌خاسته برای رهایی خود از چنگال چپاولگران بین‌المللی با یک چپاولگر عالم‌خوار همیشه به ضرر ملت مظلوم و به‌ نفع چپاولگر است. ما این قطع رابطه را به فال نیک می‌گیریم چون که این قطع رابطه دلیلی بر قطع امید دولت آمریکا از ایران است. ملت رزمنده ایران این طلیعه پیروزی نهایی را که قدرت سفاکی را وادار به قطع رابطه یعنی خاتمه دادن به چپاولگری‌ها کرده اگر جشن بگیرد حق دارد.


ما امیدواریم که نابودی سرسپردگانی مثل سادات و صدام حسین به زودی انجام گیرد و ملت‌های شریف اسلامی به این انگل‌های خائن، آن کنند که ملت ما با محمدرضای خائن کرد و دنبال آن برای آزاد زیستن و به استقلال تمام رسیدن، قطع روابط با ابرقدرت‌ها خصوصا آمریکا نمایند.
من کرارا گوشزد نموده‌ام که رابطه ما با امثال آمریکا رابطه ملت مظلوم با جهان‌خواران است. شما ای ملت عزیز که برای رضای خداوند متعال با بانگ الله اکبر بر دشمنان خود چیره شدید و آزادی و استقلال را به دست آوردید، با اتکا به خداوند تعالی و حفظ وحدت کلمه مهیا باشید برای رودررویی دشمنان اسلام و دشمنان مستضعفین. شما به خواست خدای تعالی پیروز هستید و بر مشکلات غلبه خواهید کرد. صدام حسین که همچون شاه مخلوع چهره قبیح غیراسلامی و انسانی خود را نشان داده و به هدم اسلام و حوزه مقدسه نجف کمر و با علمای اسلام خصوصا حضرت آیت‌الله‌ آقای سید محمدباقر صدر آن کند که رضاخان و محمدرضا پهلوی با علما و روحانیون و سایر طبقات کردند، باید بداند که با این اعمال ضد اسلامی گور خودش و رژیم تحمیلی و غیرانسانی و غیر قانونی بعث را با دست خود می‌کند.


ملت شریف عراق شما اخلاف آنان هستید که انگلیس را از عراق راندند. به‌پا خیزید و قبل از آنکه این رژیم فاسد همه چیز شما را تباه کند دست جنایتکار او را از کشور اسلامی خود قطع کنید.‌ ای عشایر فرات و دجله همه با همه ملت اتحاد کنید و این ریشه فساد را قبل از آنکه فرصت از دست برود قطع و قمع نمایید و برای خدا دفاع از کشور اسلامی خود و از اسلام مقدس نمایید که خدا با شما است. ای ارتش عراق اطاعت از این مخالف اسلام و قرآن نکنید و به ملت بگرایید و دست آمریکا را که از آستین صدام بیرون آمده است قطع کنید و بدانید اطاعت از این سفاک مخالفت با خدای متعال است و جزای آن عار و نار است. از خداوند متعال عظمت اسلام و مسلمین و کشور ایران را خواستارم،

والسلام و علیکم و رحمه‌الله.

روح الله الموسوی الخمینی

 

[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 15:30 ] [ علی صالحی ] [ ]

چشممان به دست دشمن نباشد که کِی این تحریم را برمیدارد، کِی فلان نقطه را موافقت میکند؛ به درک

نگاه کنیم ببینیم خودمان چه‌کار میتوانیم بکنیم.


خطاب به جوانهایی است که در سرتاسر کشور فعّالیّتهای فرهنگی را به صورت خودجوش شروع کردندکه بحمدالله خیلی هم وسیع شده است.

من میخواهم بگویم آن جوانهایی که در تهران، در شهرهای گوناگون، در استانهای مختلف، در خود مشهد، در بسیاری از شهرهای دیگر کار فرهنگی میکنند، با اراده‌ی خودشان، با انگیزه‌ی خودشان ـ کارهای بسیار خوبی هم از آنها ناشی شده است که از بعضی از آنها ما بحمدالله اطّلاع پیدا کردیم ـ

کار را هرچه میتوانند به‌طور جدّی دنبال کنند و ادامه بدهند.

بدانند که همین گسترش کار فرهنگی در بین جوانهای مؤمن و انقلابی، نقش بسیار زیادی را در پیشرفت این کشور و در ایستادگی ما در مقابل دشمنان این ملّت، ایفا کرده است.

[ چهارشنبه ششم فروردین 1393 ] [ 18:19 ] [ علی صالحی ] [ ]
افسران - 3) پوستر اندکی صبر سحر نزدیک است


با فرا رسیدن بهار یکبار دیگر زمین و طبیعت حرکتی راشروع کرد

وبراستی مگر نه این است که ماراهم حرکتی است که مبدا و مقصدش عشق است.

آیا وقت آن نرسیده است کمی بیاندیشیم که به چه اندازه به سمت عالم انسان کامل حرکت کرده ایم؟؟

پس اگر مستغرق در فرهنگ غرب و عالم ماده شدن مارا دچار غفلت از عالم انسان کامل کرده است.

عالمی دیگر بباید ساخت و از نو حرکتی

[ یکشنبه سوم فروردین 1393 ] [ 12:46 ] [ علی صالحی ] [ ]

دکتر عبدالرضا داوری ، مدیرمسئول نشریه بررسی های اقتصادی ، پس از توقیف هفته نامه ۹ دی ، نامه سرگشاده ای را خطاب به حجت الاسلام حمید رسایی منتشر کرد. متن کامل این نامه به این شرح است: 

اصولگرایان از سکوت احمدی نژاد در برابر هجمه ها بدعادت شده بودند







بسمه تعالی
برادر گرامی جناب حجت الاسلام حمید رسایی
نماینده محترم مجلس شورای اسلامی و مدیرمسئول نشریه توقیف شده ۹ دی

با سلام و تحیات
ابتدا لازم می دانم به عنوان عضوی از جامعه مطبوعات ایران ، مراتب تاسف خود را در قبال اقدام هیئت نظارت بر مطبوعات به دلیل توقیف هفته نامه ۹ دی اعلام نمایم ، چرا که مهم ترین کارکرد اقدامات سلبی در ممانعت از انتشار مطبوعات و توقیف رسانه ها را باید در خاموش شدن صدای بخش های مختلف جامعه و هژمونی طلبی ارباب قدرت و ثروت برای برقرای نظم و آرامش قبرستانی در محیط سیاسی کشور جست و جو کرد.
اما از این تعارفات معمول که عبور کنیم، بنا دارم نکته ای را به عرض جنابعالی برسانم. از چند روز قبل که شایعه توقیف هفته نامه ۹ دی به گوش می رسید ، به تعدادی از دوستان عرض کردم که فعالین سیاسی-رسانه ای جریان اصولگرا طی سال های ۹۰ تا ۹۲ یعنی در دوسال پایانی دولت دهم ، به دلیل صبر و تحمل نادر و بی مانند دکتر محمود احمدی نژاد در قبال هجمه ها ، هتاکی ها ، فحاشی ها و اتهام زنی های بی اساس ، بدعادت شدند و فکر کردند که این رویه را پس از دولت دهم نیز می توانند در قبال هر دولتمرد و رییس دولتی نیز به کار بندند اما غافل از آنکه «آن مرد که شهید تهمت بود و به توهین ها و تهمت ها تنها لبخند می زد ، رفته است» و اصحاب دولت یازدهم - که سعی وافری در نمایش جدایی راه خود از منش دکتر احمدی نژاد دارند - نه تنها بنای تحمل تهمت و توهین را ندارند -البته در این مدت با تهمت و توهین نیز مواجه نبوده اند- بلکه حتی کمترین رواداری را در برابر اظهارات منتقدان خود بروز نمی دهند.
امروز که نامه هیئت نظارت بر مطبوعات خطاب به دادگاه ویژه روحانیت منتشر شد و دلایل توقیف نشریه ۹ دی را استفاده از عناوینی چون «اخراج دانشمندان هسته ای»، «تغییر سه هزار مدیر دولتی فقط در 6 ماه»، «دولت امنیتی ها و بی تدبیری های امنیتی»، «زاویه نگاه مسئولین سیاست خارجی تفاوت محسوسی با رهبر انقلاب دارد» عنوان کرده بود به یاد یادداشت مورخ دوم خرداد ۱۳۹۰ جنابعالی در هفته نامه ۹ دی افتادم که درآن مهندس مشایی ، رییس دفتر رییس جمهور وقت را با کودتاچیان نوژه و عوامل مسعود رجوی همسان دانستید و ایشان را به اقدام برای کودتا و ترور علیه رییس جمهور وقت متهم نمودید و حکم به دستگیری مهندس مشایی دادید. در آن یادداشت نوشتید: «من تردید ندارم که مشایی در طول این چند سال با اعتماد سازی اعتقادی در احمدی نژاد، قدم قدم پروژه کودتای خود علیه احمدی نژاد را که از سالها قبل کلید زده بود، پیش برد.به مانند کودتای نوژه که بدون برنامه ریزی نهادهای امنیتی، یکی از کودتاهای بزرگ دشمن لو رفت، در دستگیریهای برخی از متهمان شیطانی نیز چند عنصر حلقه شیطانی نیز به دام افتادند. عناصری که دستگیری آنها خواب خوش را برای برخی آشفته کرده. اکنون فرقه انحرافی در اضطرابی سخت بسر می برد و دریافته که پس از دستگیرهای اخیر و بویژه دستگیری عباس غفاری و متهم دیگر که سرکرده فرقه انحرافی، آخرین بار چندین ساعت با او جلسه خصوصی داشته، بسیاری از ترفندها و مقاصد شیطانی اش برملا خواهد شد.بنابراین دور از انتظار نیست که سرکرده این باند با فراهم کردن مقدمات خروج خود از کشور، اکنون که زمینه های ترور شخصیت احمدی نژاد را فراهم آورده حتی نسبت به ترور فیزیکی رییس جمهور هم اقدام کند، کاری که سی سال قبل مسعود کشمیری انجام داد.در این بین اساسا نباید نسبت به حمایتهای احمدی نژاد از این عنصر مشکوک توجه کرد چرا که ما یکبار این از نقطه گزیده شده ایم و هزینه آن را در سال 60 پرداخته ایم. مسعود کشمیری همان منافقی بود که شهید رجایی مکتبی، زیرک و باهوش با تمام وجود به وی اعتماد کرد! این اعتماد به حدی رسید که تبدیل به اعتقاد شد و کشمیری را در حالی که اساسا با روحانیت نسبتی نداشت به امام جماعت رجایی مبدل کرد. کشمیری آنقدر اعتماد رجایی را جلب کرد که دیگر کسی برای ورود و خروج او به ریاست جمهوری مورد بازرسی اش قرار نمی داد. حتی یکبار وقتی کشمیری قصد داشت با کیف دربسته اش در جلسه‌ای بهمراه شهید رجایی نزد امام شرکت کند، وقتی با درخواست محافظان بیت امام برای بررسی کیفش مواجه شد از این کار استنکاف کرد تا جایی که شهید رجایی در اعتراض به رفتار تیم حفاظت بیت امام به امام گلایه نمود. کشمیری فردی بود با ظاهر انقلابی، اهل ذکر و دعا و البته با پرونده مبهم و خانواده ای بی بند و بار . برادر همسرش از اعضای سازمان منافقین بود ... کشمیری همچنان زنده است ... کشمیری را دستگیر کنید قبل از آن که دیر شود حتی اگر رجایی اعتراض کند ...»
این یادداشت در هفته نامه ۹ دی زمانی درج شد که دو روز قبلش در مصاحبه با خبرگزاری فارس ، مهندس مشایی را «شیطان» و «مفسد اقتصادی» خواندید که مامور محدود کردن ولی فقیه و منحرف کردن نظام اسلامی است و در این مسیر نیز رییس جمهور وقت را تحت سیطره خود دارد!
این البته همه ماجرا نبود. استاد جنابعالی که هفته نامه ۹ دی یکی از مهمترین تریبون های سیاسی شان بود، دکتر احمدی نژاد و اطرافیانشان را شدیدترین خطر از صدر اسلام و وابسته به فراماسونری و بهاییت نامیدند و نشریه شما نیز در بازتاب نظرات ایشان و شاگردانشان در توهین و اتهام زنی علیه رییس جمهور سابق و همکارانشان هرگز با تضییع و تضییق مواجه نشد.
همه این اقدامات -که گوشه ای از امپراطوری عظیم تهمت زنی علیه دکتر احمدی نژاد و یارانش بود - و همواره در حاشیه امنیت دنبال می شد ، کار را به جایی رساند که برای اولین بار در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری ، هواداران دولت مستقر از صحنه رقابت حذف شدند و کاندیدای شان به اتهام انحراف ، مجوز کاندیداتوری را دریافت نکرد تا مدعیان تدبیر و امید سکان دولت را به دست بگیرند.
امروز اما نشریاتی که در گذشته مقامات عالی رتبه دولت قبل را به «شیطان» و «مفسد اقتصادی» متصف می نمودند و آنها را کودتاچی و تالی تلو مسعود کشمیری و فراماسونر و بهایی و شدیدترین خطر از صدر اسلام می نامیدند و خواستار دستگیری شان بودند ، برای انتقاد از اخراج چند کارشناس در صنعت هسته ای کشورمان نیز میدان ندارند و با کارت قرمز از زمین رسانه اخراج می شوند.
تردید نکنید که این آخرین کارت قرمز برای اردوگاه جنابعالی و هم فکرانتان نیست. دیری نخواهد پایید که جریان حاکم فعلی پس از مهندسی افکارعمومی کشور، کرسی های پارلمان را از زیر پای منتقدان خواهد کشید تا صندلی های سبز را نصیب حامیان بنفش خود کند.
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان
هزار باده ناخورده در رگ تاک است
این دوران فراغت از فعالیت های مطبوعاتی و سپس پارلمانی ، دوران خوبی خواهد بود که گذشته را مرور کنید و از آن چراغ راهی برای آینده بسازید. اکنون زمان آسیب شناسی فرایند ترجیح «فروع» بر «اصول» و «گناه کبیره» خواندن «ترک اولی» های احتمالی است تا با دقت بیشتر معنای این اصل جاری در حیات اجتماعی انسان ها را دریابیم که:
هرکه گریزد ز خراجات شاه
خارکش غول بیابان شود
و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین
عبدالرضا داوری
مدیرمسئول نشریه بررسی های اقتصادی
۲۷ اسفند ۱۳۹۲    

[ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ] [ 16:0 ] [ علی صالحی ] [ ]

توقیف پرتیراژترین هفته‏‌نامه سیاسی کشور در پستو

«9 دی» در سکوت خبری پایان سال توقیف شد

نکته ی جالب: آقای روحانی ده روز قبل در 17 اسفند در اختتامیه جشنواره مطبوعات گفته بود:

 منتقدان دولت، مخالفان دولت آزادند و آزاد خواهند بود اما بگذارید به همان اندازه همراهان دولت هم از آزادی و امنیت برخوردار باشند

«دولت معتقد است، توقف ها، توقیف ها آخرین راه است نه اولین راه حل. ممکن است مطبوعه‌ای، جریده‌ای، خطا کند. یا مرتکب اشتباه بزرگی شود. اولین قدم این است اگر می خواهیم برخورد کنیم با نویسنده، با مدیرمسئول. چرا کل آن رسانه بسته شود؟ و عده‌ای از عزیزان ما که آنجا دارند کار می کنند در بخش های مختلف، به خاطر خطای یک نفر همه بیکار شوند. اشکال ندارد اگر نویسنده ای خطا میکند با او برخورد قانونی می شود... با نویسنده و مدیرمسئول. چرا باهمه؟ چرا قدم اول توقیف و توقف؟ اشکال ندارد گاهی ممکن است نیاز باشد به توقیف هم کشیده شود. اما چرا اینقدر عجله؟»


موضوعات مرتبط: سیاسی، فرهنگی، اخبار
برچسب‌ها: روحانی, هاشمی, آزادی بیان, 9دی, جنتی
[ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ] [ 15:33 ] [ علی صالحی ] [ ]

امام خامنه ای:

بنده نگران مسئله ی فرهنگ هستم.

اساس،باید تقویت جناح فرهنگی مومن باشد.

امیدوارم مسئولین فرهنگی توجه داشته باشند كه چه میكنند،با مسائل فرهنگی نمیشود شوخی و بی ملاحظگی كرد.

همه باید قدر جوانان مومن و انقلابیرا بدانند،اینها هستند كه روز خطر سینه سپر میكنند.

[ چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 ] [ 19:32 ] [ علی صالحی ] [ ]
  در شرايطى كه بشرِ امروز همچون انسانى مست به در و ديوار مى‏خورد و مشكل را در و ديوار مى‏پندارد و با آن گلاويز مى‏شود و هرگز مستى خود را نمى‏يابد و در نتيجه ريشه مشكلات و آشفتگى‏ها را نمى‏شناسد و متوجه نيست ريشه مشكل در خود او است، بيش از هركارى لازم است با نگاهى حكيمانه مشكلات وضع موجود ارزيابى شود تا بشر به جاي رفع مشکل، مشکل را عميق‌تر ننمايد.


اروپاى بعد از رنسانس بازتاب سقوط تدريجى انسان از مقام بندگى خدا است، به قعر درّه‌ي عصيان. عصيان در مقابل بندگى خدا و سقوط در درّه‌ي انسان محورى يا اومانيسم. تا آنجا كه كار به عصيان انسان متجدد عليه ماهيت الهى خويش كشيد و زندگى‏اش از نشاط معنوى و روحانى خالي گشت و بودن خودش برايش مسئله شد.

بشر به وسيله‌ي انبياءآگاه شده بود كه: «براى انسان‌بودن بايد متوجه مافوق انسان بود»؛ در حالي‌كه بشر متجدد با طرح اومانيسم يا انسان محورى، خودِ حيوانى‏اش محور وجود و انگيزه انتخاب‌هايش شد.

وقتي هدفي عالي و  ايده ال است،  که در راستاي نيل به هدف خلقت و حيات زميني انسان باشد[1] . پس لازمه يک تفکر ناب انتخاب مسيري است که انسان را به بندگي بکشاند. علامه طباطبایی (ره)  می فرمایند: غايت ازدواج چيزي جز بقاء نوع نسل نيست. پس مبارزه با این غایت مبارزه با حکمت خداست. می یابی که در پَس هر دستوری از دستورات دین حکمتی نهفته است و خداوند که آفریننده انسان است و هر آفریننده ای به تمام مخلوق خود آگاه است ، برای دستوراتش که به صورت واجبات ومحرمات ظاهر شده است غایتی و هدفی خاص دارد یعنی رساندن انسان به کمال خودش

لذا این دستورات جز به صلاح انسان نبوده وسعادت دنیا وآخرت را برای انسان به ارمغان می آورد .تا مدامي که انسان هدف حيات زميني خود را نداند و ارسال پيامبران را با عقل و جان خويش حل ننمايد ، حرکتي در تعالي خود نخواهد داشت . آنچه امروزه به عنوان مشکلات اجتماعي و رواني گريبان گيرجامعه بشريت شده جز جدايي او از وحي نيست . آري تو ميداني حکم خداوند مانند قوانين بشري ناقص و ناتمام نيست ! امروز پزشک دارويي ميدهد، دردي دوا ميکند ولي در ناحيه اي ديگر از بدن يا روان مشکلي مي آفريند . دستورات خداوند براي همه تاريخ و درمان همه دردهاي جسم و جان است.

به گفتة «ديويداچ‌اولسون» استاد علوم اجتماعي در دانشگاه مينوستا و از جمله صاحب‌نظران حوزة خانواده در آمريكا؛«شواهد، بيانگر آن است كه هرچه جوامعْ غربي‌تر مي‌شوند، بر ميزان طلاق در آن‌ها افزوده مي‌شود..... با رويِ كارآوردنِ زنان به كار بيرون خانه، پس از ساعات كار و بازگشت همسرانشان به منزل، روابط صميمي گذشته جاي خود را به روابطي سست و متزلزل داد...». [2]

هاکنج جامعه شناس بزرگ آمریکایی می گوید: « راه پیشرفت کشورهای اسلامی این نیست که از نظامها و ارزشهای غرب تقلید کنند و آن را در زندگی خودشان بکار گیرند ....در نظام اسلامی نه تنها هر نوع استعداد و آمادگی برای پیشرفت وتکامل وجود دارد بلکه قابلیت تطور نظام اسلامی از بسیاری از نظامهای دیگر بیشتر است »[3] تلستوی یکی از فلاسفه بزرگ روسی می نویسد :« شریعت محمد(ص) به علت توافق با عقل و حکمت در آینده جهانگیر خواهد شد »[4]

کنترل جمعیت زائیده فرهنگی است که خانواده آن در بحران است. در آمريكا سال 1988 براساس آمار گزارش شده، از هرسه عقد ازدواج، بيش از يكي به طلاق انجاميد.تحقيق ديگري توسط مارتين و بامپاس دوسوم ازدواج‌ها در آمريكا در سال 1989 به طلاق انجاميد. در سال 1980، 40% كودكان سوئدي از مادران بي‌شوهر زاده شدند. در فرانسه در سال‌هاي 1982و1986 شمار اين كودكان تا 50% افزايش داشته است. در آمريكا در سال 1989 يك‌ميليون كودك از مادراني متولّد شده‌اند كه هرگز ازدواج نكرده‌اند.

در سال 1985 در فرانسه 27% مردان 40-30 ساله و 26%  زنان 34 -30 ساله تنها زندگي مي‌كنند.[5]  اين آمارها نمونة بسيار مختصري از وضع گسستگي خانواده در جهان غرب است. «نيمي از ازدواج‌ها در اتريش به طلاق منجر مي‌شود و زندگي متوسط اتريشي‌ها به‌طور متوسط 5/9 سال دوام دارد، كه البته در كشور آمريكا، وضع بسياراز اين بدتر است».[6]

از1960 تا1990 تولدهاي نامشروع در امريكا400% افزايش يافته است. درابتداي قرن 21 از هر دوكودك امريكايي يكي نامشروع به دنيا مي‌آيد،80 % مادراني كه اين فرزندان را به‌دنيا مي‌آورند گرفتار فقر مي‌شوند. در امريكا روزانه1300 كودك نامشروع به‌دنيا مي‌آيد و1100 تاي ديگرسقط مي شوند.[7]

 به گزارش ايرنا؛درآمريكا نسبت به سال‌هاي گذشته تعداد كودكان متولد شده از زوج‌هاي ازدواج نكرده، شش برابر شده، به طوري كه تقريباً از هر سه كودك متولد شده يكي حرام‌زاده است .....[8]

آقاي دكتر جيمزسي‌دابسون در رابطه با بحران خانواده در آمريكا مي‌گويد: خانواده‌هايي كه با زوج‌هاي ازدواج نكرده اداره مي‌شود رشد 72% يافته و هم‌چنين تعداد خانواده‌هايي كه به وسيلة يك مادر مجرد يا پدر مجرد اداره مي‌شوند با رشدي 25 و 62% روبه‌روست، و برعكس؛ تعداد خانواده‌هاي هسته‌اي مرسوم، به كمتر از 25% كلِ خانواده‌ها كاهش يافته است. امروزه 33% نوزادان به مادران ازدواج نكرده تعلق دارند، در حــالي‌كه آمار مشــابه در سـال 1940 ميلادي فقط 5/3% بود. هم‌خانـگي يك زن و مرد - بدون ازدواج رسمي- در دوره‌اي 38 ساله از 1960 تا 1998 رشدي 1000% داشته. هم‌چنين تعداد خانواده‌هاي مربوط به هم‌جنس‌بازان سر به فلك گذارده است. از ديگر سو، ما با رشد فزايندة تعداد زنان ازدواج نكرده در دهه‌هاي سوم و چهارم زندگي آن‌ها روبه‌رو هستيم كه تمايل دارند فرزندان خود را به تنهايي به دنيا بياورند و تربيت كنند.[9]  وي در ادامه مي‌گويد: « خانوادة سنتي، مؤثرترين محيط براي گسترش تعاليم دين بوده، اكثر مؤمنين در كودكي متدين شده‌اند و اين انتخابِ دين تحت تأثير و راهنمايي والدينِ آن‌ها صورت گرفته، با نابودي اين نهاد؛ به هر ترتيب ايمان و اعتقادِ نسل‌ها به مخاطره مي‌افتد».[10]

در تمدن غربي انسان همواره از فهم نيروى راستين خدادادى خود بى‏بهره مانده و به مقاصد اصيل دل نمى‏بندد و فطرت و شريعت براى او كهنه شده و از اين رو با پائين‏ترين و فرسوده‏ترين مرتبه وجود مى‏خواهد عمر خود را به انتها برساند و لذا همواره گرفتار بحران بوده و هست و براى رفع اين بحران از منبع لايزال غيب هيچ بهره‏اى نمى‏برد و به همين جهت باز بحران ديگرى مى‏آفريند و بيشتر از قبل از افق‌هاى قدسى دور مى‏شود.

از نظر دين خانه‌اي که بر اساس بندگی است، راه ارتباط انسان با خدا را مي‌گشايد، به‌طوري كه پيامبرخداf فرمودند: «نِعْمَ صَومِعَةُ الْمُسْلمِ بَيْتُهُ»[11] يعني؛ خانة مسلمان براي او چه نيكو صومعه و عبادتگا‌هي است. و اهل آن را از بحران ها نجات می دهد.

هدف ما از طرح اين مباحث آن است كه بيان كنيم؛ علوم جديد نه برترين علوم‌اند، ونه دانشمندان علوم امروزى مى‏توانند جاى انبياء و اولياء بنشينند و بشر را به سعادتى كه مى‏جويد برسانند.چگونه مي‌توان گفت که چه بر سر بشر مدرن آمده است و انسانِ كرخ‌شده[12]، حتى حس فهم خود را از دست داده، تا بتواند بفهمد چه بر سرش آمده است؟

[1] جهت اطلاع بيشتر به جزوه هدف حيات زميني آدم جلسه 1تا3 اثر استاد طاهرزاده مراجعه نمائيد.

[2] - مجله سياحت غرب، سال سوم شماره 1384

[3] روح سياست جهاني به نقل از سيماي تمدن غرب ص147 (سيد مجتبي لاري)

[4] قهرمان نقل از سيماي تمدن غرب ص138

[5] - دكتر شكوه‌نوابي‌نژاد كتاب نقد شماره 17

[6] - روزنامه كيهان 16/4/84

[7] - نشريه سياحت غرب، مركز پژوهش‌هاي سازمان صدا و سيما شماره 7

[8] - روزنامه كيهان 5/2/85

[9] - مجله سياحت غرب، شماره 30 دي‌ماه 83 نقل ازکتاب زن آنگونه که بايد باشد نوشته استاد طاهرزاده

[10] - همان

[11] - نهج‌الفصاحه حديث شماره 3131

[12] برای اطلاع بیشتر به کتاب علل تزلزل تمدن غرب استاد طاهرزاده مراجعه نمایید
.

[ چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392 ] [ 15:30 ] [ علی صالحی ] [ ]

امام خمینی:

الآن يك جريانى در كار است- من الآن نمى‏ خواهم اشخاص هيچ صحبتش بشود- اما جريانى هست در كار كه اگر كسى توجه بكند به مسائلى كه در اين اواخر هى پيش آوردند، در روزنامه‏ هاى مختلف پيش آوردند، يك جريانى در كار است كه آن جريان انسان را از اين معنا مى‏ ترساند كه بخواهد به‏ طور خزنده اين كشور را باز هل بدهد طرف امريكا؛ بخواهند از اين راه پيش بروند.

و اين يك مسئله‏ اى است كه به قدرى اهميت دارد در نظر اسلام و بايد آن قدر اهميت داشته باشد در نظر شما فرماندهان و ديگران كه اگر احتمال اين را بدهيد، بايد مقابلش بايستيد، نه اينكه اول يقين كنيد به اينكه مسئله اين طورى است. بعضى چيزهاست كه اگر انسان احتمالش را بدهد، يك احتمال صحيحى بدهد، بايد دنبال كند او را و به آن اعتراض كند. شما اگر احتمال بدهيد- يك احتمال درستى- كه يك مارى الآن توى اين اتاق [هست‏] پا مى‏ شويد مى ‏رويد بيرون؛ احتراز از آن مى‏ كنيد ..

صحيفه امام    ج‏14    437   

[ دوشنبه دوازدهم اسفند 1392 ] [ 13:50 ] [ علی صالحی ] [ ]

حضرت امام خامنه ای:

به مذاکرات جاری خوش بین نیستم چرا که معلوم نیست نتایجی را که ملت انتظار دارد به همراه بیاورد اما معتقدیم این تجربه ایرادی ندارد به شرط اینکه ملت بیدار باشد و بداَند چه اتفاقی دارد می افتد.

 ۱۳۹۲/۰۸/۱۲



تکلیف امشب :صدبار از روی جملات زیر بنویسید.

به شرط اینکه ملت بیدار باشد و بداند چه اتفاقی دارد می افتد.

به شرط اینکه ملت بیدار باشد و بداند چه اتفاقی دارد می افتد.

به شرط اینکه ملت بیدار باشد و بداند چه اتفاقی دارد می افتد.


موضوعات مرتبط: سیاسی، فرهنگی
[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 ] [ 15:31 ] [ علی صالحی ] [ ]
امروز دوبار اشکم جاری شد :

اولین بار  : در ماشین نشسته بودم و اتفاقات روزهای دهه ی فجر 57 را از رادیو گوش می کردم،  وقتی که به روز 19 بهمن 57 رسید و از بیعت همافران و پرسنل نیروی هوایی دراقامتگاه حضرت امام  سخن گفت  دیگه تحمل نکردم و از عظمت نظام الهی و ولی فقیهش که چگونه این معجزه ی الهی را اداره می کرد و دلها را شیفته میکرد بغضم ترکید و فقط از خدا سربازی این انقلاب را طلب کردم.

اما دومین جا : این دومی برعکس اولی خاطره ی خوبی نبود ، صبح گوشی همراه خریدم و در حین نماز ظهر یک دفعه متوجه شدم که همین گوشی چطوری نماز برایم نگذاشت و توجه من را در نماز به سمت خودش جلب کرد و عجیب است قدرت این نظام شیطانی که از درونش شکلات های تلخی همچون این ابزارآلات بیرون می آید و بدون آنکه ما متوجه باشیم خدایی برایمان باقی نمی گذارد .....خلاصه به خاطر غریبی نماز در نزد خودم اشکم جاری شد.

حال که می اندیشم باید روزی هزاران بار اشکم جاری شود 

و اصلا این هیچ .... چرا که نمی دانم روزی چندبار اشک امام زمانم را ... ودل امام زمانم را می رنجانم.

آری این است قصه من در این زمانه ی ظلمت. امیدوارم که قصه شما متفاوت باشد مرا هم دعا کنید.


موضوعات مرتبط: فرهنگی، دل نوشته
[ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 ] [ 14:40 ] [ علی صالحی ] [ ]

هر فردی که تجربه مدیریت یک سازمان ۲۰۰ نفره را هم داشته باشد، نیک می داند که توزیع متمرکز کالا و هدایا به افراد، علاوه بر ایجاد اخلال در روند عادی امور و فلج کردن سازمان در زمان توزیع، صف‌های طویلی پشت باجه توزیع شکل می دهد که نه صحنه های زشت آن و نه حواشی حضور در «صف»، قابل کنترل نیست. شاید برای کارمندان آن سازمان، ماجرا در همان روز توزیع خاتمه یابد، اما در نظر مراجعه کنندگان یا میهمانان و ناظران بیرونی، «تصویر عمومی» آن سازمان، مدیران و کارکنانش ملکوک خواهد شد.

در مثال سازمان، اگر وضعیت فوق الذکر منجر به خدشه دار شدن اعتبار عمومی سازمان و کارمندان در نگاه ناظر بیرونی می شود، درباره یک کشور، وضعیت های مشابه منجر به خدشه دار شدن تصویر عمومی کشور(Country Image) در محیط بین المللی می شود. صف های طویل مردم که طراحان سبد کالا برای ارائه مقداری برنج و مرغ و تخم مرغ شکل دادند و تصاویر ناراحت کننده آن منتشر شد، اگر نخستین حسی که در وجود ناظران داخلی و حاضران در صف‌ها ایجاد کرد «حس حقارت» بود، برای ناظران و بازیگران بین المللی، پیام هایی مخابره کرد که راقم این سطور از تحریر آنها اکراه دارد. اگر این ماجرا یک استثنا بود، می شد آن را حمل بر «بی تدبیری» کرد و از کارشناسان خواست به نقد «چگونگی» توزیع کالا بپردازند؛ اما مخابره سیستماتیک (تکرار شونده) چنین پیام هایی به دشمن، اجازه تقلیل ماجرا به یک بی تدبیری صرف را نداده و ما را ملزم به بررسی «چرایی»‌ این اقدام می کند.

sabad-kala-2

تحقیر مردم در توزیع سبد کالا!
طرحی بدون کارشناسی یا شاید مغرضانه برای خدشه جهانی چهره جامعه ایران و انتقال پیامهای خاص به خارج از کشور همزمان با دهه فجر!

در علم روابط بین الملل مشهور است که دولت‌ها هیچ گاه ارزیابی اطلاعاتی دقیقی از وضعیت قدرت یکدیگر ندارند و همین «احتمال خطای محاسبه»، آنان را در برگزیدن ابزارهای مختلف نیل به اهداف سیاست خارجی دچار تردید می کند. در راستای همین امر، دولت ها معمولا برای افزایش ضریب خطای محاسباتی رقبا، سعی دارند در محیط بین المللی تصویر عمومی قدرتمند و بی نقصی از خود به نمایش بگذارند. این تلاش، در شرایطی که دو دولت در حالت مخاصمه، شبه مخاصمه و یا مذاکره قرار دارند، صد چندان می شود.

در شرایط کنونی که دولت محترم در حال مذاکره با دشمن برای اثبات صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای است، طرف غربی علی رغم ضعف‌های عدیده‌ای که در حوزه های مختلف قدرت دارد، نه تنها ضعفی از خود نشان نمی دهد، بلکه پیوسته در حال تظاهر به قدرتی فراتر از واقعیت سطح قدرت خویش است. تهدید ایران به حمله نظامی، عمده ترین شکل این تظاهر به قدرت است که هرچند در محیط‌های آکادمیک و اتاق های فکر، با توجه به وضع کنونی ایالات متحده به عنوان طنز بدان نگریسته می شود، اما واشنگتن از قصد خود برای تحمیل گزینه نظامی به محاسبات طرف ایرانی، عقب نشینی نمی کند. آمریکایی ها خوب می دانند و به زبان هم آورده اند که «دیپلماسی در خلا عمل نمی کند و موفقیت یک کشور در

sabad-kala-3

تحقیر مردم در توزیع سبد کالا!
طرحی بدون کارشناسی یا شاید مغرضانه برای خدشه جهانی چهره جامعه ایران و انتقال پیامهای خاص به خارج از کشور همزمان با دهه فجر!

عرصه دیپلماسی به قدرت آن وابسته است»، لذا طبیعی است که درباره سطح قدرت خود اغراق نمایند. اما در مقابل این اغراق، در کمال تعجب طرف ایرانی نه تنها میزان قدرت خود را بزرگنمایی نمی‌کند، بلکه به طرز غیرقابل باوری دقیقا متناسب با حوزه های ابراز قدرت طرف مقابل، به صورت غیرواقعی اظهار ضعف کرده و کشور را ضعیف تر از آنچه هست نشان می‌دهد! اگر آمریکا از تحریم اقتصادی سخن می گوید، برخی «خزانه خالی» را تکیه کلام خود می‌کنند؛‌ اگر دشمن و طرف مذاکره تهدید به حمله نظامی می کند، جناب آقای ظریف وزیر محترم امور خارجه در اظهار نظری به دور از واقعیت، می‌گویند «آمریکا اگر بخواهد می‌تواند در عرض ۱۰ دقیقه تمامی تاسیسات هسته‌ای و استراتژیک ایران را نابود کند»؛‌ اگر آمریکا می گوید اثر تحریم ها ایران را به میز مذاکره آورده است، بخش دیگری از سیستم اجرایی با به صف کشیدن مردم برای دریافت مرغ و برنج، برای ادعای دشمن مستندسازی می کند!

همانطوری که پیشتر گفته شد، متاسفانه تکرار سیستماتیک مخابره پیام ضعف به دشمن، ماجرای توزیع سبد کالا را از سطح یک مسئله اجرایی به یک مسئله امنیت ملی ارتقا داده است. نگرانی دوستداران دولت این است که اگر درباره سطح قدرت ایران اغراق نمی شود، چرا واقعیت های قدرت ایران تقلیل داده شده و یا پیام‌های ضعف به دشمن مخابره می‌شود؟

sabad-kala-4

تحقیر مردم در توزیع سبد کالا!
طرحی بدون کارشناسی یا شاید مغرضانه برای خدشه جهانی چهره جامعه ایران و انتقال پیامهای خاص به خارج از کشور همزمان با دهه فجر!

شاید واقعا در پس این موضع گیری ها و اقدامات، چیزی جز بی‌تدبیری و فقر اطلاعاتی نبوده و حتی تکرار سلسله‌وار این اشتباهات نیز، صرفا یک تصادف -هرچند نادر- باشد؛ اما به نظر می رسد با توجه به تاکیدی که دولت محترم بر کرامت انسانی و عزت ملی و همچنین موفقیت در مذاکرات هسته‌ای دارد، ضروری است حساسیت ویژه‌ای نسبت به این گونه امور به خرج داده شود. در صورتی که تعمدی در پس این خطاهای راهبردی باشد، بی‌تردید باید از وجود یک برنامه مشخص برای تخریب وجهه دولت در میان مردم و تلاش برای عدم موفقیت آن در عرصه بین المللی سخن گفت؛ لذا از ریاست محترم جمهور جناب حجت الاسلام روحانی انتظار می‌رود تیمی خبره را مامور بررسی پشت پرده این «سلسله اقدامات قابل تامل» کرده و دستور ویژه ای برای جلوگیری از تکرار موارد مشابه صادر نمایند.


نقل از : بچه های قلم


موضوعات مرتبط: سیاسی، فرهنگی
[ چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392 ] [ 8:8 ] [ علی صالحی ] [ ]
 


موضوعات مرتبط: فرهنگی، تاریخی
برچسب‌ها: امام خمینی, انقلاب
[ جمعه یازدهم بهمن 1392 ] [ 10:12 ] [ علی صالحی ] [ ]

 
آقایان معتدل افراطی عاشق
آخه چطور حداقل تو این مورد دقت نکردید که همان روز هسته ای شدنمان بشود روز تعلیقمان.
واقعا تا این حد عاشق بودید و ......
 
شهدا شرمنده ایم

موضوعات مرتبط: سیاسی، شهدا، فرهنگی، مذهبی، دل نوشته
برچسب‌ها: روحانی, هسته ای, شهدا
[ سه شنبه هشتم بهمن 1392 ] [ 15:8 ] [ علی صالحی ] [ ]

سلام بر مصطفی...

افسران - سلام بر مصطفی...

خلاصه آنچه در توافقات کارشناسی ژنو اتفاق افتاد ...


موضوعات مرتبط: سیاسی، اخبار
[ سه شنبه یکم بهمن 1392 ] [ 17:12 ] [ علی صالحی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امام خامنه ای :
گفتمان عدالت ، یک گفتمان اساسی است و همه چیز ما است. منهای آن،جمهوری اسلامی هیچ حرفی برای گفتن نخواهد داشت ،باید آن راداشته باشیم.این گفتمان راباید همه گیر کنید،به گونه ای که هر جریانی هر شخصی،هر حزبی وهر جناحی سرکار بیاید خودش را ناگزیر ببیند که تسلیم این گفتمان شود. یعنی برای عدالت تلاش کند ومجبورشود پرچم عدالت رابردست گیرد،این را شما باید نگه داریدو حفظ کنید،این مهم است.
پيوندهای روزانه
ایران رمان