سخنراني حضرت امام خامنه ای در سال66-سازمان ملل
انقلاب ما ثابت کرد که ميتوان قدرتهاي سلطهگر را به خود راه نداد، و قلدري آنان را جدي نگرفت، و به آنان باج نداد. مشروط بر اينکه نقطهي اتکائي قويتر از هر قدرت مادي را باور داشت - خدا را - ما دانستهايم که براي اين عقيده و اين راه بهاي سنگيني نيز بايد پرداخت، و خود را آماده کردهايم. بگذار اين تجربه ملتها را به استقلال واقعي و خدشهناپذير و در نهايت نفي کامل سلطههاي بزرگ جهاني رهنمون شود. روند کنوني تقسيم قدرت بشريت را به آيندهي باز هم تلختري تهديد ميکند.

حضرت امام خامنهاي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در سال 1366 و در جريان برگزاري چهل و دومين مجمع عمومي سازمان ملل به نمايندگي از ملت ايران و در کسوت رئيس جمهور پيام انقلاب ايران را براي جهانيان بازگو کرد.
متن کامل سخنراني حضرت آيت الله خامنه اي که 31 شهريور ماه 1366 و در بحبوحه حمله ناوهاي آمريکايي به يک کشتي تجاري ايران در خليج فارس ايراد شده است، به اين شرح است:
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
خداوندا به نام تو آغاز ميکنم و از تو هدايت و کمک ميطلبم. زندگي و مرگ و نياز و نيايش من متعلق به توست؛ تو خود روشني و گيرايي سخن حق را به گفتههايم ببخش، و آن را پيک حقيقت بسوي صدها ميليون گوش و دلي قرار ده که هم اکنون ملتهبانه آن را ميطلبند، و بسوي صدها برابر که در آينده چنين خواهند بود.
بارالها! درودي سپاسگزارانه از سوي من و ملتم به روان پيامبران بزرگ به ويژه ابراهيم و موسي و عيسي و محمّد صلواتاللَّهعليهم بفرست؛ که پيام رهايي و آگاهي انسان را به بهاي جان و با همهي توان در جهان پراکندند و ابدي ساختند. و سلامي تکريمآميز به دلهاي پاک و روشن که آن پيام را نيوشيدند، به ويژه آنان که بر سر آن جان باختند. آقاي رئيس، آقاي دبير کل، حضار محترم،
من رئيس جمهور کشوري هستم که در يکي از بلندترين و حساسترين دورانهاي تاريخ مهد تمدن و کانون فرهنگ بشريت بوده است
و اکنون نيز قلمرو نظامي است که بر همان پيشينهي استوار بنا شده، و به پشتوانهي فرهنگي بينظير آن - که اکنون به برکت بيداري اسلامي غناي بيشتري يافته - تکيه کرده است.
من از ايران ميآيم، که زادگاه پرآوازهترين و درعينحال ناشناختهترين انقلابهاي دوران معاصر است. انقلابي بر پايهي دين خدا و در امتداد راه پيامبران و مصلحان بزرگ الهي؛ راهي به درازاي همهي تاريخ بشر. ريشهي استوار و انديشهي زيربنائي اين انقلاب جهانبيني توحيدي اسلام است. تفسير انسان، تفسير تاريخ، تحليل حوادث حال و گذشته و آينده، تفسير طبيعت، تبيين همهي علائقي که انسان را با دنياي بيرون از وجود او - جهان، انسانها، اشياء - مرتبط ميکند، و نيز فهم و درک آدمي از وجود خود و خلاصه همهي چيزهايي که نظام ارزشي جامعه را ميسازد، و آن را بر ادارهي مطلوب خود قادر ميکند، همه و همه از اين جهانبيني الهي ريشه و مايه ميگيرد و منشعب ميشود. در انديشهي الهي اسلام همهي هستي آفريدهي خداست و جلوهگاه علم و قدرت او و پوينده بسوي اوست، و انسان برترين آفريده و جانشين اوست.
انسان ميتواند با استخراج گنجينههاي استعداد - که در نهاد اوست - خود را و جهان را که براي او آفريده شده به زيباترين وجهي بسازد و بيارايد، و با دو بال علم و ايمان به عروج معنوي و مادي نائل آيد، و ميتواند با تضييع يا به انحراف کشاندن اين استعدادها جهنمي از ظلم و فساد در جهان بيافريند. چراغ هدايت بشر ايمان او به خدا و تسليم او در برابر امر و نهي الهي است. دنيا کشتزار آخرت است، و مرگ نه پايان زندگي که دروازهي ابديت و سرآغاز نشئهاي جديد. در انديشهي الهي اسلام افراد بشر، برادران و خواهران يکديگر و همه بندگان خدايند.











امام خامنه ای :